...بنده های خوشتیپِ خدا

...بنده های خوشتیپِ خدا

یا اَیُّهَاالنَّبیُّ قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ...
ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب های( روسری ها) خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

لوگوی دوستان
ملازمان حرم 313

۳۷۱ مطلب توسط «دختری از تبارِ غرور» ثبت شده است

خانم خوشگله!
دوست مونث واقعیت! انلاینه 😊

الوووو نیستی خواهرررر ؟؟!!!
بیا ی لحظه کارت دارم😩

[حوصلشو نداری؟!🙄🤔, سین نمیکنی چرا😟]

اوه اوه 🙊
هم گروهی مذکر مجازیتم که انلاینه!😋
+ سلام علیکم خدمت خواهر بزرگوار خودم خوبید ان شاالله؟✋📿

[بابا بزار جوهر پی ام ش خشک بشه بعد سین کن!😏]

- سلام برادر☺️
بله الحمدالله عالیییییی ،ممنونم🙏

[عه حالت عالیه؟؟؟؟! 🙄🙄
پس چرا جواب اون یکی دوستتو ندادی؟!
اهاااان خب چت با اون حال نمیده ظاهرا !!!
بله بله ...
خداقوت شیطان بزرگوار !
چی گفتی؟!
چ ربطی ب شیطون داره؟!🤔
بله بله واقعا ربطی نداره‌!
این کارا ب فکر شیطونم نمیرسه اخه🙃]

+ خب خواهرجان، چه خبر از درس و دانشگاه ‌؟!همه چی خوب پیش میره؟!

- اره خوبه اگه این پسرای مزاحم کلاسمون بزارن!😒😒


[یه خالی بستی تا طرفو حساس کنی؟!
اونم غیرتی شه برات توهم ذوق کنی ‌!!!
بعد میگم اینـکارات بفکر شیطونم نمیرسه ناراحت نشو!]

+ عه عه عه کی جرات کرده خواهر منو اذیت کنه؟!😡
عکس بده جنازه تحویل بگیر !😎

[قند تو دلت اب شد؟! 🙄🙃]

_ ای بابا، برادر.... انقدررررر زیادن ک باید البوم بدم قبرستون تحویل بگیرم ..😜😅😅

[شیطون کم اورد رفت بخوابه😐
شما ادامه بده! ]

+ای بابا😂😂😂
راستی خواهرجان،عکس پروفایلتون خودتونید؟!🤔

[اوه اوه بلاخره ب ارزوت رسیدیا!
روزی صدتا عکس از خودت گذاشتی تا بلاخره طرف رفت سر اصل مطلب! ]

- اره داداشی خودمم!🙈با چادرم که عشقمه😍

[عشقته؟! اون عشقت احیایا حرف و حدیثی درباره حیا نزده باهات تاحالا ؟!]

+به به .... عالییییییییه عالیییییی😊

واقعااااا تو این اشفته بازار اخرالزمان، کم پیدا میشن فرشته هایی مثل شما !🙊

-فرشته تنها ب چه درد میخوره؟!😢

[حتما باید مجرد بودنت رو یاداوری میکردی؟! ]

_ خدا بزرگه خواهر! ایشالا یه روز هردو از تنهایی در میایم!😞

[بپا فشارت نیفته ! 😒]

- مورد که زیاده برای از تنهایی دراومدن!

[ (الان خواستی حس رقابت بهش بدی که عجله کنه عقب نمونه و بیاد خواستگاریت؟!]

- ولی خب دل ادم مهمه که هرجاییی اروم نمیگیره!🙈🙈🙈

+ امان از دست این دل خواهررررر....😞

- عه شما چرا داداشی ؟ مگه شما هم با دلت مشکل داری؟! 😉

[خیره سرت خواستی زیرزبون بکشی الان؟! ]

+یعنی شما نمیدونی؟! 🙈

[بدو خودتو بزن ب اون راه😐]

- نه والا 😶اگه بدونم که میرم خواستگاریش برای داداش گلم😍

[مثلا خواستی بگی عمراااا نه به ذهنت رسیده نه دلت میخواد ک اون ی نفر خودت باشی؟!!!! ]

+ یعنی تو نمیدونی کیه ؟!🙈
- نه داداشی! 😢
+ یه فرشته س😍🙈🙊
- چه شکلیه؟!🤔🙈
+ شبیه خودت🙈🙈🙈
- واقعاااا😍
+اره خوده خودت😢🙊🙈مهربون و دوست داشتنی🙊

[ قلبت وایساد؟!!! ب هدفت رسیدی؟
داره پیام میاد برات ....
دوست مونث واقعیته ! کارت داره،،
* عزیزم پیاممو خوندی جواب بده منتظرم ...☹️

عه عه عه برای داداشیت ، نه ببخشید برای عشقتم داره پیام میاد.... 😒

*داداشی نیستی؟! ببخشید دیشب یهو رفتم نتم تموم شد.... 😢

به به ! چقد ازین فرشته ها داره عشقت!

دینت رو سپر بی حیاییت نکن!
دختری از تبارِ غرور
بسم الله...

◀آن موقع ها همه چیز انقدر امن نبود....
انقدر آرام نبود....
غیرت ها انقدر بی رمق نشده بود....
مرد بود و غیرتش....مرد بود و ناموسش....
.
◀جسد بی جان و عریان دختر ایرانی را از تیر چراغ برق بالا بردند....دشمن را میگویم...
جلوی چشم رزمنده های ایرانی گذاشتند!!!!😔
.
◀خواستند غیرت و مردانگی بچه های خمینی را به سخره بگیرند..خواستند بگویند...
این ناموس شماست که به تاراج رفته!!
ببینیتش!!
به قول امروزی ها آن را به اشتراک گذاشتند...
جلوی چشم بسیجی ها...🙁
.
◀سه نفر از بهترین جوانان این وطن پر پر شدند...
تا بالاخره
توانستند آن جنازه را پایین بیاورند...
مگر شوخی بود..
ناموس بود!
یک گردان هم قربانی میگرفت بالاخره ناموسشان را پایین می آوردند..
حتما که نباید زن و بچه خودشان باشد...
مرد با غیرت ناموس دیگران را هم ناموس خودش میبیند...☝️
.
◀دختر شیعه جلوی چشم دشمن عریان باشد و مردهای شیعه نفس بکشند؟؟؟
مگر سربازان خمینی مرده باشند...
.
◀عکس ناموسش را به اشتراک میگذارد...
و با بی غیرتی زیرش مینویسد:
⚫من و عشقم!!
⚫من و مادر خوشگلم!!
⚫من و خواهر گلم!!
.
◀زن عکس سرلخت و برهنه اش را منتشر میکند و برادرش و شوهرش آن را لایک میکنند!!در حالی که چند هزار نفر دیگر هم ناموسشان را با لایک پسند کرده اند...😥😔
.
◀همان مرد چند پست آن طرف تر هم عکس یک شهید را به اشتراک گذاشته و زیرش نوشته ما مدیون شهداییم!!!!😞
.
◀عکس همان بچه شیعه با غیرت...
همان سرباز خمینی...
همان کسی که دارد از بی غیرتی اش زجر میکشد...
همان کسی که نگذاشت جنازه دختر ایرانی جلوی چشم ها باشد....چه رسد به....😔
همان کسی که توی وصیت نامه اش این همه تاکید کرده بود که ««اگر با ریخته شدن خونم حقی به گردن دیگران داشته باشم به خدا قسم از مردان بی غیرت و زنان بی حجاب و بی حیا نمیگذرم!!»»✋
.
◀مرد با غیرت این روزها..
تو را به خدا قسم بگو...😭
بگو آن شهید چه کار کند تا حاضر شوی عکس ناموست....زن شیعه را از جلوی چشم های هرزه برداری؟😔
چه کار کند تا ناموست را به اشتراک نگذاری؟؟؟
ناموست را بیت المال کرده ای؟حاشا به غیرتت!!😒
مگر نمیبینی...
نمیبینی دشمن چطور دارد به ناموس شیعه...
به ناموس ایرانی میخندد؟؟😔

التماس تفکر
دختری از تبارِ غرور
‍ ✿ ❀ ✿ ❀ ✿ ❀ ✿ ❀ ✿ ❀

‌ای کوروش کبیر ‼️📣

🚹مردانی پیدا شده اند که ابرویشان از مو نازک تر است و مدعی تمدن اصیل تو هستند!😮

🚺زنانی پیدا شده اند مقلد مدهای عریان غربی که شدیدا ادعای بانوی ایرانی بودن دارند !😏🙄

کوروش‼️📣
تو به آنها بگو در کتیبه ها و سنگ نوشته های تخت جمشید📜هیچ مردی گوشواره به گوش و ابرو برداشته نیست...😱🙁
هیچ پیکر خانمی برهنه و بد حجاب نیست ...😫😔

کوروش‼️
آیا خود تو و خدای تو راضی به این عمل متعصبانه هستید..😳🙁

ای فرمانروای عادل سرزمین کهن من❗️
↩️تو یکتا پرست.قبول ...✋

⏺اما
آیا اسلام من تضاد و تناقضی با زرتشت تو دارد که عده ای میخواهند این دو را در برابر هم علم کنند ؟و به جان هم بیاندازند؟🤔🤔

آیا اهورای تو همان الله نیست؟😳
آیا دین اسلام من نسخه تکامل یافته ایین زرتشت و مسیح و...نیست؟🤔😳🤔
آیا اگر اکنون خود زنده بودی باز به آیین زرتشت میماندی و یا دین کامل و برتر را برمیگزیدی؟😏🤔

⚛آری کوروش ...☺️
خواب دیگر بس است‼️
برخیز و خود را از چنگ افرادی که با نام تو بر علیه خدای تو مبارزه میکنند رها کن ......

❀‿❀‿ ❀‿ ❀‿ ❀‿ ❀
دختری از تبارِ غرور
دقیقا از نقطه ای که الان دقیق یادم نیست کجا بود
آمار فاتحه خواندنم رشد تصاعدی پیدا کرد.
از آن روز به خصوص تا امروز کم تر روزی پیدا می شود که در آن فاتحه ای نخوانده باشم
برای فامیل، آشناها، آشناهای دور، دوستان، دوست دوستان و غریبه های هفت پشت غریبه
برای آدم های مشهور
برای آدم های گمنام
برای پولدار ها
برای فقیر ها
برای ایرانی ها
برای خارجی ها
هنرمند
ورزشکار
عالم
برای تمام اعلامیه های روی دیوار
برای تمام پلاکارد های تسلیت
برای تمام خبرهای مرگ
خبرهای تلگرامی
خبرگزاری
برای آدم های مجهول الهویه
فاتحه میخوانم

گاهی چندین فاتحه در روز
بستگی دارد که در مسیر پیاده روی، روی دیوار یا پشت شیشه ماشین چند اعلامیه ببینمو
چند خبر مرگ بشنوم
و یاد چند دست از دنیا کوتاه شده بیفتم

میخوانم به قاعده ی بخوانید تا برای شما هم بخوانند
میخوانم برای دست های کوتاه شده
برای روح های محتاج یک صلوات
میخوانم برای دست هایم که روزی کوتاه میشود
برای روحی که سخت محتاج یاد و فاتحه ست
میخوانم
تا برایم بخوانند
تا بلکن برای روزهای کوتاهی دستم از دنیا
کور سوی نوری درست شود
میخوانم برای اینکه
اگر اعلامیه و پلاکاردم را روی دیوار یا پشت شیشه ی ماشین دیدند
بخوانند
اگر خبر مرگم را شنیدند
بخوانند
اگر پست مرگم را دیدند
بخوانند

ولی دلیلم بیشتر از خواندن متقابل
دست هایی است که میدانم از دنیا کوتاه است
و چشم دوخته به لبهای ما
به فاتحه ها
تا دستمان کوتاه نشود
نمی فهمیم قدرش را

میخوانم برای روح های مضطر
برای لحظه های تنهایی

شما هم بخوانید

پ ن:
آن سکانس خداحافظ رفیق که آن مرد روی ماشین حمل جنازه، توی سر خود میکوبد و آتش میگیرد و از شهدا طلب کمک میکند
از ذهنم بیرون نمی رود.
پ ن:
بخوانید..
دختری از تبارِ غرور
⚠️تلنگــــــر ‼️!

اهورا_آتنا_بنیتا_ستایش
خودکشی دختران اصفهان
💢صدای بلند زنگِ خطر ⚠️

در چند ماه اخیر، ماهی نبوده که خبری مبنی بر قتل یا تجاوز به یک کودک یا کم کاری والدین منتشر نشود‌.

هر کدام از این سوژه ها (اهورا، آتنا، بنیتا، ستایش) با هم تفاوتهایی دارند، و علل هر کدام را نمیتوان در یک ردیف قرار داد.
از طرف دیگر، این جرمها و معضلات در گذشته نیز وجود داشته و امروز به دلیل گسترش فضای مجازی سرعت انتقال و انتشار آنها افزایش یافته و در مقابل دیدگان همه است.

اما آیا نخبگان، مسولان، روشنفکران، علما، روحانیون، هنرمندان و در یک کلام جریان سازان کشور، صدای پای خطر را شنیده اند؟

آیا سینمای زرد و چیپ ایرانی میتواند به حل بلند مدت این معضل کمک کند؟

آیا رسانه ملی که کیلومترها از واقعیت جامعه فاصله دارد توان مقابله دارد؟

آیا منبرهای ما به این سمت رفته اند که معضلات اخلاقی روز را موضوع خود قرار دهند و دیگر تکراری نباشند؟

آیا روحانیون و فعالان حزب اللهی بفکر مدرسه و آموزش کودکان بوده اند؟

آیا دانشگاهیان و نخبگان علوم انسانی بجای تکرار نظریات جامعه شناسان غربی، چیزی برای گفتن دارند؟

اینها همه سهم جامعه است، مسولان دولتی نقش سازنده و اثرگذار دیگری دارند که شاید اصلا لازم به یادآوردی نباشد.

✅پسران و دختران دهه ۷۰ که با وبلاگ و سایت و چت روم و فیس بوک بزرگ شده اند، در این دهه پیش رو پدر و مادر میشوند.
این نسل از فقدان لایه های اخلاقی و دینی رنج میبرد.
اگر صدای زنگ خطر را نشنویم یا خودمان را به نشنیدن بزنیم به مراتب کار خطرناکتری انجام داده ایم.



پ.ن:اما هنوز هم هستن دهه ی هفتادی هایی که با تربیت اسلامی امثال شهید حججی شدن😊
دختری از تبارِ غرور
‍ ‍ ‍ •●❥ 🖤 ❥●•


دیگر رمقی برایم نمانده..
رنگ و لعاب جانی برایم نگذاشته...
جسمم دیگر تاب و توان نقاشی ندارد!
هر روز من را به شکلی عجیب میخواهی...!
چشم چران شده ای یا که هوس باز...؟!
تقصیر زنان سرزمینم است که هر روز خود را به یک شکل در می آورند؛باربی شده و شوی لباس در انزار عمومی برگزار می کنند...
یا اینکه تو هر روز حریص تر می شوی؟
یا که من زیادی به سازت رقصیده ام!
شده ام عروسک خیمه شب بازی ات...
هر روز مرا یک جور میخواهی و به خیابان می کشانی ام!
کارت شده بهانه پشت بهانه...
کارم شده ماهواره و برنامه های آرایشی...
گوشی ام پر شده از کلیپ های آموزشی!
نشسته ام روی کاناپه، کنترل به دست در جستجوی کانال های بیگانه...
تنوع طلبی ات امانم را بریده...!

خود را میخواهم
خود گمشده ام را..
من را به من باز گردان!
بیگانه شده ام با خویشتن...
اصلا خود من را یادت هست؟!
تو همانی نبودی که مرا ساده و بی آلایش میخواستی!؟
دختری از تبارِ غرور

‍ ‍ ‍ ‍ •●❥ 🖤 ❥●•

متحول شده بود اساسی...
قبل از آن شل حجاب بود آن هم اساسی..
انقدر این تحول برایش لذت بخش بود و زیر دندانش مزه کرده که حاضر نبود آن را با دنیا عوض کند..
اما چیزی این وسط آزارش میداد..
تمسخرها و تیکه های مردمان...!
متلک ها تمامی نداشت..
《جو زده شدی...
دو روز دیگه چادرتو میزاری زمین!
عکسای قبلی رو باور کنیم یا اینا رو قدیسه!
بابا مریم مقدس فیلم بازی نکن برای ما...》
دوستانش از همه بدتر....
چادری امل!عهد قجره مگه...
توهین پشت توهین... کم آورد...
قلبش به درد آمد از این همه حرفای نیش دار شبیه به نیش سمی مار کبری..
تصمیم گرفت باحجاب بماند منهای چادر...
تا شاید روحش از زخم زبانها رهایی یابد..
رفت امامزاده صالح..
همانجایی که با خدا عهدو پیمان بست و
اولین بار چادر به سر کرد
رفت که بگوید
خدایا خودت شاهدی دیگر تحمل اینهمه حرف و حدیث را ندارم...
با حجاب میمانم اما بدون چادر
قبول؟!

رسید به در امامزاده؛
سلامی داد و عرض ادب به آستان مقدس امامزاده صالح..
بعد از گرفتن اِذن دخول وارد شد
یکهو معلوم نشد چادرش به کجا گیر کرد که از سر رها شد!
نشست روی زمین...چقدر براش سخت بود بدون چادر..
اما مگر همین را نمیخواست!!!
بغضش شکست..اشکهایش جاری شد..

آنی نگذشت؛چادری روی سرش حس کرد!
مادر پیر مهربانی گوشه ی چادرش را روی سرش انداخته بود..
با دستان چروکش اشکهایش را پاک کرد
گفت:
[ دخترم حکمت خدا بود که بین اینهمه مرد من اینجا باشم تاحریمت حفظ شود و چشم نامحرمی به تو نیفتد!
خدا خیرت بدهد که نمیگذاری خون جگر گوشه ام پایمال بشود
شماها را میبینم ها داغ نبودش برایم قابل تحمل تر میشود]

چادرش را آوردن...
چادر پاره پاره شده را
سر کرد...
آمده بود چادرش را بگذارد زمین..
چادرش از آسمان بال در آورد روی سرش...
نگاهی به مادر شهید مفقودالاثر..
نگاهی به امامزاده..
نگاهی به آسمان ...
عهدش را تمدید کرد با خدا و مادر بی نشان..


 

دختری از تبارِ غرور

زیرکانه‌ترین راه تسلط 💪

بر هر جامعه‌ای 🌐

تحقیر و بی‌بندوباری زنان  اون جامعه ست...‼️

چون
زنان اسیر 🚺
هرگز قادر نیستند


انسانهایی آگاه☝️🏻و آزاد پرورش بدهند✌️🏻
 

و نمی‌تواننــــد 🚫


با عشق و آرامش ❤️ مردانشان را 👤 در جدال با زندگی 👊🏻✊🏻 همراهی کنند...

دختری از تبارِ غرور

بسم الله الرحمن الرحیم

حسین علیه السلام فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

و من در حالی که نمازم قضا شده است میگویم:

لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام مگاه میکند لبخندی میزند و به سمت دشمن تاخت میکند،

و من باز میگویم: لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام شمشیر میخورد،

و من سر مادرم داد میزنم و میگویم: لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام سنگ میخورد،

و من در مجلس غیبت میگویم: لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام از اسب به زمین می افتد عرش به لرزه در می آید،

و من در پس نگاه های حرامم فریاد میزنم: لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام رمق ندارد باز فریاد میزند: هل من ناصر ینصرنی؟

من محتاطانه دروغ می گویم و باز فریاد میزنم: لبیک یا حسین؛ لبیک...

حسین علیه السلام سینه اش سنگین شده است، کسی روی سینه است، حسین علیه السلام به من نگاه می کند و می گوید:

تنها یاریم کن...

من باز نگاه میکنم و باز فریاد میزنم:لبیک...

خورشید غروب کرده است

من لبخند میزنم و می گویم:

اللهم عجل لولیک الفرج...

به چشمان مهدی خیره می شوم و می گویم:

دوستت دارم تنهایت نمی گذارم...

مهدی صاحب الزمان به محراب می رود و برای گناهان من طلب مغفرت می کند...

مهدی تنهاست...

حسین تنهاست...

من این را میدانم اما...

دختری از تبارِ غرور

یقین بدان

ناخن های بلند مزین شده ات به نام

حسین علیه السلام

به تیزی خنجر شمر است برای

پاره کردن قلب

امام زمانت...

حالا میفهمم خنجر شمر هیچ گاه گم نمی شود...

و

اهمیت مجالس اگر درک نشود

مد موی

محرمی پیدا می شود

و

اگر نفهمم برای چه به مجلس

می آیم بازی با عزاداری درست می شود...

دختری از تبارِ غرور