مآ بنده یـــ خوشتیپِـــ خدآییمـــ...

سلام
همراهای عزیز خوش اومدین...
پیشنهادات و انتقادات شما عزیزان خیلی بهم کمک میکنه.
پس لطفا نظر یادتون نره

یا اَیُّهَاالنَّبیُّ قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ...
ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب های( روسری ها) خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

لوگوی دوستان
ملازمان حرم 313

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

آنجا هجده ساله ای درد می کشد برای دین ....

و اینجا (بعضی) هجده ساله ها خودشان "درد می شوند" برای دین !

آنجا سال 11هجری ست،

و اینجا 1425 سال بعد ....


آنجا هجده ساله ای "حـجـابــ" می گذارد تا آزاد کند ☜دیـنش را از جهالت،

و اینجا (بعضی ) هجده ساله ها "حـجـابــ" برمیدارند تا آزاد کنند ☜دنیایشان را برای جهالت!

آنجا سال 11هجری ست،

و اینجا 1425 سال بعد ...


آنجا تن هجده ساله ای شبانه دفن میشود تا معنا کند واژه حیـا را،

واینجا تن (بعضی ) هجده ساله ها شبانه روز ، عریان میشود تا خلق کنند! واژه هرزگی را .

آنجا سال 11هجری ست،

و اینجا 1425سال بعد ...


آنجاصورت هجده ساله ای سیلی می.خورد ، ازبس که میماند پایِ امام زمانه اش!

و اینجا (بعضی )هجده ساله ها سیلی می.زنند به صورت امام زمانشان،از بس که می دَوَند دنبال شیطان نفسشان!

آنجا سال 11هجری ست،

و اینجا 1425 سال بعد...


آنجا هجده ساله ای پرپر شد تا امروز بشود الگوی زنان متدین شیعی،

اما؛

اینجا (بعضی ) هجده ساله ها بال بال می زنند تا الگو بردارند از زنان متحجر غربی ...

آنجا سال 11هجری ست،

و اینجا 1425 سال بعد ...

°●○°• و چقدر تفاوت است بین هجده ساله های آنجا و هجده ساله های اینجا...

🌹 اللهم عجل لولیک الفرج🌹
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ مرداد ۹۴ ، ۰۱:۴۰
دختری از تبارِ غرور
گویند روزی ناصر الدین شاه تمام ادیبان را جمع کرد و پرسید حافظ در غزلی گفته است:

بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت
و اندر آن برگ و نوا خوش ناله‌های زار داشت

اگر این بلبل خوش بوده است، پس چرا ناله‌های زار داشته ؟؟!اما از پاسخ هیچ یک از ادیبان راضی نشد. بنابراین نامه‌ای برای شاعر بزرگ معاصر خود، «وصال شیرازی» نوشت و معنای دقیق این غزل حافظ را جویا شد.

نامه زمانی به دست وصال رسید که او عزادار فرزندش بود. وصال، نامه ناصرالدین شاه را در نیمه شب مطالعه میکند و برای کشف معنای حقیقی این ابیات، رجوعی به اعداد ابجدی حروف الفبا که روح حروف و کلمات است میکند و در میابد که:عدد ابجدی بلبلی برگ گلی، با ابجد حروفِ حضرات علی، حسن، حسین علیهم السلام مطابقت دارد؛لذا پاسخ پادشاه را به زبان شعر به این صورت بیان میکند که:

خسروا در حالتی کین بنده را غم یار داشت
یادم آمد کز سئوالی آن جناب اظهار داشت

در خطوط شعر حافظ گرچه پرسیدی زمن
بلبلی برگِ گلی خوشرنک در منقار داشت

فـکـر بــسـیـاری نـمـودم، لـیـک مـعلـومـم نـشـد
چونکه شعرش در بُطون اسرار بس بسیار داشت

نیمه شب غواص گشتم در حروف ابجدی
تا ببینم این گُهر ، آیا چه دُرّ ، در بار داشت

بلبلی برگِ گلی شد ۳۵۶
با علی و با حسین و با حسن معیار داشت

برگ گل سبز است و دارد آن نشانی از حسن
چونکه در وقت شهادت سبزی رخسار داشت

رنگ گل سرخ است این باشد نشانش از حسین
چـونـکه در وقـت شهـادت چهـره ای گلنار داشت

بلبلی باشد علی کز حسرت زین برگ و گل
دائما آه و فغان و ناله‌ی بسیار داشت
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۴۳
دختری از تبارِ غرور

بسیار زیباست، لطفا تا آخر بخونید

رخت زیبای آسمانی را

خواهرم با غرور بر سر کن

نه خجالت بکش نه غمگین باش

چادرت ارزش است، باور کن



بوی زهرا و مریم و هاجر

از پر چادرت سرازیر است

بشکند آن قلم که بنویسد:

" دمده گشت و دست و پاگیر" است



توی بال فرشته ها انگار

حفظ وقت عبور می آیی

کوری چشمهای بی عفت

مثل یک کوه نور می آیی



حفظ و پوشیده در صدف انگار

ارزش و شأن خویش میدانی

با وقاری و مثل یک خورشید

پشت یک ابر تیره میمانی



خسته ای از تمام مردم شهر

از چه رو این قدر تو غم داری؟

نکند فکر این کنی شاید

چیزی از دیگران تو کم داری!



قدمت روی شهپر جبریل

هر زمانی که راه می آیی

در شب چادرت تو می تابی

مثل یک قرص ماه می آیی



سمت جریان آبها رفتن

هنر هر شناگری باشد

تو ولی باز استقامت کن

پیش رو جای بهتری باشد



پر بکش سمت اوج میدانم

که خدا با تو است در همه جا

پر بزن چادرت تو را بال است

و بدان می برد تو را بالا



در زمانی که شأن و ارزش جز

به دماغ و لباس و ماشین نیست

توی چادر بمان و ثابت کن

ارزش واقعی زن این نیست...

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ مرداد ۹۴ ، ۰۰:۳۹
دختری از تبارِ غرور