...بنده های خوشتیپِ خدا

...بنده های خوشتیپِ خدا

یا اَیُّهَاالنَّبیُّ قُل لِاَزواجِکَ وَ بَناتِکَ...
ای پیامبر، به همسران و دخترانت و به زنان مؤمنین بگو که جلباب های( روسری ها) خویش را به خود نزدیک سازند، این کار برای اینکه شناخته شوند و مورد اذیت و آزار قرار نگیرند، بهتر است و خدا آمرزنده و مهربان است.

لوگوی دوستان
ملازمان حرم 313
سلام...
امروز تصمیم گرفتم تا با نظرات و کمک ها و راهنمایی های شما به بچه هایی که سال آینده کنکور دارند کمک کنیم...
پس لطفا شما هم که این پست رو مظالعه می کنید با توجه به تجربه و یا تخصص یا اصلا هر چیزی که به نظرتون میاد میتونه یه این بچه ها کمک کنه، در قسمت نظرات بفرمایید تا با نام خودتون ثبت بشه. فقط خواهش میکنم دریغ نکنید و خودتون رو بذارید جای اونا که بعد از 12 سال میخوان نتیجه ی درس خوندنشون رو بگیرند.
بماند که کنکور خیلی ها رو قربونی میکنه و این در اوج...
منتظر نظرات شما عزیزان خواهم بود.
دختری از تبارِ غرور

دفتر دسک دانشگاه را دست گرفت. گویا امتحان داشت. از خیابان عبور کرد. اصلا متوجه ماشین ها نبود! دنبالش کردم. از قدم هایش فهمیدم که چیزی در بیرون دانشگاه او را به طرف خود می کشد. قدم هایم را تندتر کردم تا از نگاهم گم نشود.حدسم درست بود…! داخل وضوخانه ی — شد.

نگاهی به آسمان انداخت، آهی کشید. گویا زیر لب چیزی را زمزمه می کرد. در حالی که وضو می گرفت، یک خانم با تیپ — وارد شد. رفت جلوی آینه وضوخانه.

صحنه ای دیدم که برایم مهم تلقی شد؛ دوست داشتم آن را برای دوستانم بگویم:

وضویش که تمام شد، چادرش را پوشید. در طرف دیگر دختری بود که به حساب خودش، خودش را زیباتر می کرد تا شاید جلب توجه کند.

یکی به زیبایی ظاهرش می رسید و دیگری زیبایی دلش را صیقل می داد. یکی قصد در رضایت خالق داشت و دیگری سعی در رضایت مخلوق.

نمی دانم آیا او نمی دانست چه باید بکند؟ آیا او نمی دانست که کارش اشتباه است. آیا او نمی دانست که با این کارش نه تنها حق خود بلکه حق جامعه و حق خالق مان را ضایع می کند.

حجاب حق زن، همسر، جامعه و خالق است. اگر زن و همسر از حق خود بگذرند اما جامعه و خالق نمی گذرند. پس چرا اینجور خود را به چیزی که نهایتش جز گناه نیست سرگرم می کنند. ای کاش او بداند که چه باید کرد…!؟ ای کاش خودش این صحنه را می دید و … .

دخترک را دوباره دنبال کردم ناگهان خم شد و برگ زردی را روی زمین برداشت. او به زیبایی برگ می نگریست، اگر چه زرد بود. او این زیبایی را می دید. کاش من جای او بودم. کاش من هم می توانستم از بین آنچه را که خالقم خلق کرده زیباترین را برگزینم، حتی اگر کوچکترین باشد. کاش من جای او بودم. کاش…

با تشکر از خانم سیده لیلا رمضان

دختری از تبارِ غرور

طـــوفانی به پــاست

کـِـبریت را همــ بخواهی روشَن نگــه داری

وَقتی نَسیمی می وزد

آن را بین دَستـَــت پِــنــهان می کُنی

اینجــــادر شَهـــــــــــرِ مــا

طـــوفانی به پــاست

چِگونه خود را روشَن نِگه دارَمــــ

*

*

*

 قال رسول الله صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

ما بُنِیَ فی الإسلامِ بِناءٌ أحَبَّ إلى اللّه عز و جل ، وأعَزَّ مِنَ التَّزویجِ .

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

در اسلام هیچ بنایى ساخته نشد ، که نزد خداوند عز و جل محبوبتر و ارجمندتر از ازدواج باشد .


دختری از تبارِ غرور

http://uploadkon.ir/uploads/negargari.jpg

دلتنگم،

میخواهم خود را میانِ نقاشی بچه ها بیابم اما … بیش از پیش غرق میشوم در دنیایی که هنوز جایِ کار دارد.

تعجب دارد، هرچه میکنم باز هم سر کلاسِ سیره معصومین بحث حجاب راه می افتد.

هنوز هم طرح هایِ فرهنگی حوزه ام رنگ و بوی حیا دارد . . .  حتی وقتی موضوعش سیاسی باشد!

هنوز پایِ کتابِ فقه تمهیدیه ام دخترکی چادری میکشم و دور از چشم استاد تخیلاتم را طرح میزنم.

تمامی ندارد حتی وقتی برای بچه هایِ دارالقرآن میخواهم مثالِ قرآنی بیاورم از دخترکی میگویم که شیطان حجابش را ربوده است!

این دختــرک هرچــه دارد از غیرت نگــاهت بود کـــه حال، قاب هم سنگینی نگاهت را به دوش نمیکشد.

تو نیستی و هنوز ادامه دارد، فکر میکردم تو نباشی دنیایی نخواهد بود، آن روز کــه از سرِ شیطنت طرح میزدم و قاب میکردی!

تشویق هایِ مادر احساسم را نقش میداد و میگفتـــی حتی نقش هم احساسِ نور میطلبد.

آن روز کــه ساعت ها میکشیدم و باز از نو میکشیدمــ تا نقدهایت بر صفحــه بنشیند نمیدانستم روزی، لوحِ دیدگانم هرگز تو را نخواهد دید.

و دخترکی میانِ بوم هایِ نقاشی زلف یار میکشید

تو رخِ یار را نماندی کــه ” یار خداست” و آنکــه یار خواهد همرنگـــ یار خواهد شد.

اکـــنون

کنــآر یار آرمیده ای و من

اشکـــ هایم را گذاشتــه ام تا برایِ یوسفــ فاطمه (س) بریزم. میدانم اگــر بیاید یار هایِ دروغین شهر رنگـــ خواهند باخت و تو خوب دیرین من،

شاید … باز خواهی گشت؟

میخواهم انتقام بگیرم، از آنها کـــه خاطرت را رنجاندند ! میخواهم از رنگـــ ها انتقام بگیرم کـــه تمامِ دختران بزکــ کرده شهر رنگ ببازند،

شاید لبخندد ،دست هایت سهمِ خواب من شود… شاید . . .میدانم هنوز دیدگـــاهت با من است، و من ادامه خواهم داد …پدر . . .

دلنوشـــت:ܓ✿ این روزها بیشتر دلتنگِ پدر میشوم. شهادت امام صادق علیه السلام پدرِ  علم فقه و کلام امت اسلامی تسلیت باد.

عاشقانه نوشت: ܓ✿ زن، زندگیـست و مـرد، امنیت و چه خوب می شود وقتی مـردی تمامِ مردانگیش را خـرجِ امنیتِ زندگیـش کُند و چه زیبـا می شود وقتی زنی تمامِ زندگیش را خرجِ غرورِ امنیتش کُند …

عکس نوشت: وصیتنامه شهید .. ܓ✿

آقا نوشت: ܓ✿ آقـــا… قلمم به رقص افتاده روے کاغذ کاهــ ے َم… اما فقــط دور آه مے چرخد… بگمانم که دلــش تنــگ است… همین مے شود که… دست مے گذارم روی سینه و م ے خوانم : سلام آقاے مهربانم ! روزی م ے رسد که تمام جوارح‌م بــــه گناه اعتراف خواهند کـرد و تپـش‌هاے قلـب‌م بــه دوسـت داشـتن تــ♥ــو … “ ر ض ا “ … به زودی نایب الزیاره ام . . .

 

دختری از تبارِ غرور

«خواهرم، حجاب نشانگر زیبایی روح و اندیشه توست.»
خواهرم، حجاب تضمین‌کننده سلامت و پارسایی جامعه است. جامعه را به ویرانی مکش.
خواهرم، حجاب مجوز ورود تو به بهشت است و آیا واقعاً بهشت نمی‌خواهی؟‌
خواهرم، غنچه نهفته در برگ را نچینند؛
از بی‌حجابی است اگر عمر گل کم است؛
نهفته باش و همیشه گل باش» .
شهید حمیدرضا نظام
دختری از تبارِ غرور
مانده ام این خانم هایی که ادعاشون میشه مسلمان هستند

وقتی میگه روزه :میگن من ضعیفم ولی ماشاالله 5 برابر من هیکل دارن

وقتی محرمه هم که بدتر از قبل اهنگ گوش میدن و حرکات ناپسند انجام میدهند

ولی اگر بهشون بگی میگن باید قلبت پاک باشه

موندم آدمی که قلبش پاکه همچین کار هایی رو انجام میده...
دختری از تبارِ غرور

عصر عجیبی است. ماشا الیلیکینا خواننده و بازیگر روس به اسلام گروید و حجاب را برای خود انتخاب

 کرد؛  گلشیفته فراهانی بازیگری شرقی به هالیوود مهاجرت کرد و حجاب را، نه به

 عنوان مسئله ای دینی بلکه به عنوان مسئله ای که با فرهنگ کشورش در آمیخته

 کنار گذاشت. .

و عجیب تر ، ارمیا کشورش را ترک میکند تا به گفته خود به یکی از بزرگترین آرزو هایش که خوانندگی است دست یابد !

حجاب او در شبکه بهایی من و تو  سوالاتی در ذهن بینندگانِ داخل و خارج ایجاد میکند.

عده ای جبهه سیاسی گرفته و برخی انسان دوستانه برخورد کرده و حقِ انتخاب و آزادی در پوشش را به او میدهند.

اما حیا، پوشش و حجاب تعریفی دارد که متاسفانه حجاب دوستان نیز به اشتباه پوشش ظاهری میپندارند! اسلام از حجاب در پوشش و

در درون تاکید دارد و حیا را ظاهری و باطنی تعریف کرده است.

هرچند ارمیا، خواننده به اصطلاح محجبه در آکادمی گوگوش با لباس هایی چسبنده ، بندن نما و آرایشی غلیظ حاضر شده است.

میخواهم از نگاه ِ سیاسی به این موضوع نپردازم و برایِ تناقضات او پاسخی از نظر دین اسلام بیاورم.

با مطالعه مقالات موافق و مخالف این دوگانگی در اعتقادات به چشم می آید . جایی خواندم گفته بودند یکی از دلایل حجاب ارمیا

نظر همسرش است که دوست ندارد به صورت دیگری فعالیت کند. این همسرِ آلمانی که حتی دینش مشخص نیست چگونه به

حجاب علاقمند شده است؟

به گفته ارمیا: همیشه آرزوی شرکت در مسابقه آکادمی گوگوش را داشته است اما به دلیل داشتن حجاب خود را وارد این عرصه نمی کرد. مشوق اصلی او همسر وی بوده و او معتقد است داشتن حجاب و خوانندگی تضادی با دین داری ندارد و موجب نمی شود انسانی که دین دار است خود را از شادی ها محروم کند!، و دین تنها برای عزا و غم نیست.!!


نمیدانم او برای تضاد چه معنایی دارد اما اگر اعتقادش اسلام است (که تنها اسلام حجاب را به این سبک توصیه کرده است) پس در کنار آن

به حجب و حیا و خوانندگی آن هم به گونه ای که باعث غنا میشود توصیه نکرده است!

پس خوانندگی آن هم به این سبک و تقلید صدای خوانندگانِ زن … چطور توجیه میشود؟؟

و به راستی اگر مسلمان است مرجع تقلیدش چه نظری دارد؟


اگر صدای آنان (زنان) باعث لذت بردن و تهییج شهوت نامحرم شود، جایز نیست حرام است.
آیات عظام فاضل، صافی، خامنه ای، نوری، امام خمینی، تبریزی، وحید، بهجت و سیستانی – ۱
آیة الله مکارم: خیر، جایز نیست-۱

در مطلبی که نوشته دوستِ ارمیا در دوران مدرسه بود خواندم با صدایِ خوش و زیبایش در نمازخانه قرآن میخوانده است.

ارمیا قرآن را قبول دارد؟طبیعتا صدای هر زنی اگر خارج از عرف باشد مانند آواز خوانی و با کرشمه وناز صحبت کردن،

پس مورد تحریک مردهای نامحرم است و لذا قرآن اینگونه سخن گفتن را بر زن حرام نموده وفرموده است :


یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاءِ إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا


مَّعْرُوفًا.

(سوره اجزاب آیه ۳۲)اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از زنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید؛ پس

به گونه‏ اى هوس ‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!

و در روایات نیز احادیثی چون حدیث زیر وجود دارد:

 

رسول خدا (ص): در شب معراج که به آسمانها رفته بودم ملکوت زنی را دیدم که سر تا پایش تماما به شکل سگ بود و آتش از پائین اش داخل می شد و از دهانش خارج می شد و تازیانه های سهمگین ملائکه ی غضب هر لحظه بر سر آنها نواخته میشد ، نعره و صدایشان عالم را گرفته بود. از جبرئیل پرسیدم این شخص کیست؟ گفت: او زنی بوده که در دنیا آوازه خوانی یا نوازندگی می نموده است.
[حیوة القلوب (علامه مجلسی ره ) باب معراج ، عیون الاخبار الرضا (ع) ، بحارالانوار جلد ۸ صفحه ۳۰۹]

 

ارمیای عزیز، چطور ممکن است صدایِ شما که نعمتی الهی است اینگونه استفاده شود و مفسده ای هم بر آن مترتب نگردد؟؟؟

دختری از تبارِ غرور
برای رسیدن به تو ، راه هایِ زیادی است و زیباترین راه همدل و همرنگ شدن با توست.

یک بار همرنگِ تو یک بار هم دل …

من همرنگِ آن مکعبِ پر انرژی مشکی میپوشم ، هزاران بار لبیک گو انتظار میکشم تا در نهایتِ دلدادگی با تو یکی شوم.

دلِ من آنجاست . آن جایی که مهمانی اش مشکی بیرون در آوردم و سفید پوش هفت دور دیوانگی را به چشن بنشینم.

این تضاد رنگ ها نیست ! این آزمایش عینِ ایمان است … باید خود را بیازمایم ، بیشتر … شاید مهمان شدنم نزدیک باشد … شاید.

.
.
.
.
و چه شیرین تر ، از روزی که لباس ِ سپید عروسی بر تن کردم

همراهی دارم که بیشتر مرا با چادر مشکی ام انس داده است

چادر مشکی ام را دوست دارد ، و حجاب را با عفاف دوست می دارد…

.
.
.
.
خدایا ، در این مهمانی ، هر دوی ما را بطلب.

مناسبت نوشت : عیدِ همگی مبارک . خیلی دوست دارم امسال هم تصاویر متحرک اعیاد طراحی کنم اما اصلا مجالی نیست.

دل نوشت: خدا نصیب کرده و امسال برایِ کودکان دبستانی به بهانه پیش نماز احکام میگویم ، آنقدر انرژی ام هر روز بالا تر میرود که ایمان
دارم سجاده کوچکِ بچه ها هم یکی از زیباترین راه ها برایِ رسیدن به اوست…
لبخندشان ، سوال هایِ کنجکاوانه و نگاه هایِ پاکشان ، از خدا شرمنده ام میکند . چقدر از من تا تو فاصله است؟؟؟….
دختری از تبارِ غرور

مـטּ یکـ زنمـ .پر از حس زیبایے.

مـטּ هم دوستـ دارم کـ موهایم کمے هوا بخورد .این روزها هم کـ خودتـ
می دانی گرما طاقتـ مے برد

مـטּ خیلے وقتـ استـ که حتے کسے نمی داند موهایمـ چه رنگے دارد.تمام مردهایے ک مبهوتـ تو می شوند من را با اخم بدرقه مے کنند.

مـטּ آدم مومنے نیستمـ ولے گناه فردے را به گناه اجتماعے ترجیح مے دهم

مـטּ اگر بخواهم سقوط کنم دستـ آدم هاے دورو برم را هم نمے گیرم تا سقوط کنند چون آن ها را دوستـ دارم
گرماےِ زیر چادر دوچندان است رفیق ولے حرارتِ نگاه هاے مختوم به لذت دیگرے ویرانگرتر استـ

 

پ.ن : مـن دخترم از نسل حـوا با ظرافت ها و زیبایـﮯ هاامــآ زیبایـﮯ های مـن رازهایـﮯ هستند محرمانه!خالقـمــ سفارش کرده جز برای محارمـ فاششان نکنمـ

دختری از تبارِ غرور
دردهای اساسی ما ایرانیان به روایت صادق هدایت:
اکثر ما ایرانی ها تخیل را به تفکر ترجیح می دهیم.
اکثر مردم ما در هر شرایطی منافع شخصی خود را به منافع ملی ترجیح می دهیم .
با طناب مفت حاضریم خود را دار بزنیم.
به بدبینی بیش از خوش بینی تمایل داریم.
بیشتر نواقص را می بینیم اما در رفع آنها هیچ اقدامی نمی کنیم.
در هر کاری اظهار فضل می کنیم ولی از گفتن نمی دانم شرم داریم.
کلمه من را بیش از ما به کار می بریم.
غالبا مهارت را به دانش ترجیح می دهیم.
بیشتر در گذشته به سر می بریم.
دختری از تبارِ غرور